» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :
چرا بعد از پیامبر(ص)، حضرت علی(ع) به حکومت نرسید؟
تقابل اسلام و یهود از کجا آغاز شد؟
برنامه یهود در اینباره چه بود؟
نفوذیهای یهود در اسلام چه کسانی بودند؟
چرا حضرت فاطمه(س) پشت درب خانه خود شهید شد؟
و نگاهی متفاوت به ماجرای فدک.
و…
سخنران: استاد مهدی طائب.
می توانید این سخنرانی را با لینک مستقیم از اینجا دانلود کنید.
سخنرانی صوتی دکتر حسن عباسی با موضوع فاطمیت در قالب سه سخنرانی و به صورت یکجا .
شامل :
فاطمیت؛ جامعه فاطمی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی
فاطمیت؛ آتش و یاس : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی
فاطمیت؛ زن، سیاست، تمدن : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی دانلود با حجم ۷٫۹ مگابایت
در حقیقت آقای کورانی به
صراحت به تمیمی بودن شعیب و ارتباط با بنی تمیم
جنوب ایران و یا خراسان اشاره کرده و این موضوع بسیار واضح تر از ان است که
بتوان آن را انکار کرد . یعنی در حقیقت شعیب یا از بنی تمیم جنوب ایران و
یا از بنی تمیم خراسان است در حالیکه نویسنده با داستان پردازی و عدم درک
موضوع قبیله بنی تمیم و انکار حضور آنها در ایران ، معتقد است بنی تمیم
در ایران الان وجود ندارد و در مردم ایران هضم شده و لذا این صفت بر شعیب
اثبات نمی شود و تمیمی بودن شعیب را به کلی رد می کند.
مقایسه ای بین صفات شعیب از نظر آقای کورانی و شعیب بن صالح نویسنده: آقای
کورانی با بررسی روایات مربوط به شعیب صفات شعیب را اینچنین استنباط و
استخراج کرده است : نام او شعیب بن صالح است از قبیله بنی
تمیم است از جنگاوران بنام و ممتاز و فرمانده نظامی است جوانی
گندم گونه و لاغر دارای محاسنی کم پشت صاحب بصیرت و یقین اراده
خلل ناپذیر شکست ناپذیرو... آقای کورانی در باره نام شعیب
می گوید : احتمال دارد جهت حفظ ایمنی نام او مستعار باشد (شعیب بن صالح) تا
وعده الهی محقق شود و یا امکان دارد نام او و پدرش مشابه شعیب و صالح و
یا به معنای آن باشد. ( آقای کورانی این قسمت را با احتمال و احتیاط قید
کرده در حالی که نویسنده این احتمال را یقینی و قطعی می داند و روی آن
بسیار متمرکز شده و با استخراج صفات شعیب و صالح و ربط آن به شعیب مورد نظر
خود و نیز ربط شغل پدر شعیب مورد نظر خود به آهنگر بودن صالح پیامبر بر
عقیده خود اصرار می ورزد در حالیکه در کتاب آقای کورانی این فقط یک حدس و
احتمال است است و نه دلیل قاطع. در تحقیق همواره باید موضوعات قطعی و اکید
را مورد توجه قرار داد و نه فرض و احتمال را
ادامه مطلب
نقدی بر:
«اثبات شعیب بن صالح بودن احمدی نژاد»- قسمت اول
چندی پیش در
وبسایت "ظهور بسیار نزدیک است" مقاله ای با عنوان "اثبات حقیقتی بزرگ،
احمدی نژاد
همان شعیب بن صالح است" درج شد که طی آن نویسنده محترم سعی در اثبات شخصیت
دکتر احمدی نژاد به عنوان «شعیب بن صالح» کرده بود و او را سرداری صاحب نام
معرفی کرد که تحت فرمان سید خراسانی از مشرق زمین (ایران) برخاسته و برای
همراهی و مساعدت حضرت ولی عصر (عج) به سوی کوفه پیش می رود و ایشان را در
فتح نهایی قدس به عنوان فرمانده کل قوا یاری می دهد. مطلب حاضر در نقد
مقاله منتشر شده در برخی سایت ها و وبلاگ های مهدوی نگاشته شده است و در دو
قسمت ارائه می گردد.
در ابتدا عرض کنم خدمت همه دوستان و خوانندگان این
سایت و وبسایت "ظهور بسیار نزدیک است" که هدف از نقد نوشته ، کوبیدن آن نیست و نقد لزوما به
معنای ایراد گیری و به اصطلاح تخریب نویسنده نیست. نقد به معنای جدا کردن
سره از ناسره و گفتن نقاط قوت و ضعف نوشته است . در نقد باید منصف بود و به
سوالات متعددی پاسخ داد :
چرا ، چگونه و تا چه اندازه این نوشته
مقبول بوده است؟
نکته اصلی نویسنده چه بوده ؟
هدف اصلی او
از نوشتن مقاله یا کتاب چه بوده است؟
مخاطبان مورد نظر وی چه کسانی
هستند؟
نویسنده در پیشبرد نکته اصلی از چه مسیر استدلالی پیروی می
کند؟
در پشتیبانی از هدف خود از چه شواهدی بهره می گیرد؟
پیش
فرضها یا پیش داوریهای نویسنده کدامها هستند؟
همچنین در نقد صحیح
باید نوشته را به درستی ارزیابی کنیم و مشخص کنیم که :
آیا نوشته
منطقی بود؟
آیا بحث نویسنده از دیدگاه اصلی وی پشتیبانی می کند؟
آیا
نوشته و متن با هدف نویسنده و شواهد مطابقت دارد؟
چرا مهر را برخی از فرقه ها بت می پندارند؟ آیا واقعا مهر نماز نشانه بت پرستی است؟
خیر.
آنها از فلسفه مهر با خبر نیستند ، حقیقت این است که در نماز خواندن ، مهر
برای ما ملاکیتی ندارد بلکه شیعیان ،طبق حدیث شریف نبوی: ( جعلت لی الارض مسجدا و طهورا)
سجده را بر زمین و آنچه از زمین است البته غیر از ماکولات و ملبوسات جایز
می دانیم و برای اینکه امروزه عمده اماکن و مساجد با فرش ها و قالی ها
مفروش است و نمی توانیم مشتی از خاک را برداشته و در جلوی روی خود بگذاریم
تا سجده بر زمین و خاک تحقق پیدا کند به همین جهت خاک را به صورت فشرده
قرار داده و از آن استفاده می کنیم تا هم سجده بر زمین و خاک باشد و هم
از سنت نبوی اعراض نکرده باشیم چون پیامبر هیچ وقت روی فرش و امثال آن
سجده نکرده است و قرآن هم می فرماید: ما آتاکم الرسول فخذوه.
اگر در جایی مثل بیابان یا مسجدی که کف آن با سنگ مفروش است نماز بخوانیم
دیگر لازم نیست از این مهر و خاک فشرده استفاده کنیم بلکه پیشانی را بر
همان سنگ و زمین می گذاریم.
قابل
ذکر است که فقهای اهل سنت نیز سجده را بر زمین ترجیح می دهند آنان سجده
را بر هر چیز پاک جایز می دانند ، بعضی از آنها سجده بر برخی اشیاء از
جمله پشم را مکروه می دانند.( الانتصار، سید مرتضی، ص 38.)
بنابراین سجده بر قالی و فرش دلیل خاص لازم دارد. و سجده حضرت بر خاک و ریگ و بوریا صورت گرفته است و حق تقدم بر خاک است.
در
کتاب، الام شافعی جلد 1، ص 114 می خوانیم که موضع و جای سجود زمین است و
اگر پیشانی مساس و تماس با زمین نداشته باشد سجده صحیح نیست.
و در کتاب المعجم الکبیر، ج 12، ص 27، ح 1308 از جابر نقل شده است که: عاد
رسول الله (ص) مریضا و انا معه فرآه یصلی و یسجد علی الوساده فنهاه و قال
ان استطعت علی الارض فاسجد و الا فاوم ایماء و اجعل السجود اخفض من الرکوع. ازاین حدیث استفاده می شود که قادر بر سجده بر زمین جایز نیست بر غیر زمین مثل متکا و فرش سجده نماید.
بنابراین این
عمل شیعه که مقداری از خاک را به نام مهر درآورده و از آن استفاده می کنند
موافق سنت است و عمل غیر شیعه که بر فرش و لباس و از این قبیل سجده می
کنند در سنت و روش پیامبر مورد تایید قرار نگرفته است و نمی تواند قابل
قبول باشد. در روایات وارد شده است که رسول خدا(ص) بر خمره سجده می کرد و
خمره قطعه ای از حصیر است که (مما تنبت من الارض) است
یعنی از چیزهایی است که از زمین روییده است . بیهقی در السنن ج 4، ص 440
نقل می کند: پیامبر حصیری داشت که در سفر و حضر همراهش بود و روی آن نماز
می گذارد و می فرمود: ما احسن هذالبساط. و میمونه همسر
پیامبر می گوید : پیامبر خدا عادتش این بود که در سجده، سر را روی خمره می
نهاد.( کان رسول الله(ص) یصلی ... و کان یصلی علی الخمره) النهایه لابن
اثیر، ج 2، ص 77 و کنزالعمال، ج 7، ص 57 .
در
حدیثی آمده است که عمر بن عبدالعزیز خاک را روی خمره می نهاد و بر آن سجده
می کرد. بعید نیست که او از روی تواضع بیشتر این کار را می کرده و گرنه
عایشه می گوید پیامبر روی حصیر سجده می کرد. فتح الباری، ج 1، ص 388.
و
از عایشه نقل شده است ( انه کان لرسول الله(ص) حصیر یبسطه بالنهار و
یحتجره باللیل یصلی علیه) غریب الحدیث دینوری، ج 1، ص 77. بنابراین شیعه
مهررا (نعوذ بالله) عبادت نمی کند بلکه عبادت مخصوص ذات خداوند متعال است
که برای او شریکی نیست و مهر همان مشتی خاک است بر گرفته از زمین که شیعه
برای تواضع و کرنش بیشتر در مقابل ذات ربوبی پیشانی را بر آن خاک می ساید.
و اگر شیعه بیشتر تمایل دارد که این خاک از تربت حسین (ع) و کربلای او بوده باشد. بواسطه حدیثی است که امام صادق(ع) می فرماید: (افضل الارض تربه سید الشهداء(ع) لان السجود علی تربه ابی عبدالله(ع) یخرق الحجب السبع.) بحار الانوار، ج 85، ص 153 و 334 و جواهر جلد 8، ص 437 .
یپغمبر(ص) به جابر فرمودند: (یا جابر زر قبر الحسین(ع) فان کربلا قطعه من الجنه)
(احقاق الحق) لذا خاک و تربه شهید بویژه حضرت سیدالشهداء که بوی شرافت
خواهی و شهادت و ایثار را به مشام جان هدیه می کند بهتر است. استاد علامه
شهید مرتضی مطهری می نویسد: پیشوایان ما گفته اند حالا که باید بر خاک
سجده کرد بهتر است که خاک آن را از تربت شهیدان انتخاب کرد و اگر بتوانید
از خاک کربلا تهیه کنید که بوی شهید می دهد، تو که خدا را عبادت می کنی سر
بر هر خاکی که بگذاری نمازت درست است ولی بر روی آن خاکی که تماس کوچکی یا
همسایگی کوچکی با شهید دارد و بوی شهید می دهد سر بگذاری اجر و ثواب تو صد
برابر می شود. ضمیمه کتاب انقلاب، مهدی، ص 127.
لازم
به ذکر است که هیچ یک از فقها شیعه نماز بر تربت حسینی را واجب نمی دانند
اما چون این خاک بر سایر خاک ها ترجیح دارد نماز نیز بر آن ارزشمند تر است.
در
کتاب عروه الوثقی ج 1، ص 592، مساله 26 آمده است: سجده کردن بر زمین در
نماز از سجده بر گیاهان و کاغذها برتر است و بعید نیست که سجده بر خاک از
سجده بر سنگ برتر باشد ولی برتر از همه، تربت حضرت سیدالشهدا است که
نورانیت معنوی آن از هفت آسمان میگذرد. در روایت آمده است که امام صادق
مقداری از خاک کربلا را همراه داشت و هنگام نماز بر آن خاک سجده می کرد.
آری سجده باید روی زمین و یا روی آنچه از زمین می روید انجام گیرد غیر از
خوردنیها و پوشیدنیها، از این رو امام صادق(ع) در توضیح آن فرمودند: (لان ابناء الدنیا عبید ما یاکلون و یلبسون )
چون مردم بنده آن چیزی می باشند که می خورند و می پوشند بدین جهت شایسته
نیست که سجده برای خدا بر چیزی انجام شود که معبود دنیا پرستان است
.وسایل، ج 5، ابواب ما یسجد علیه، باب 1، ح1.
به نقل از سایت شهید آوینی، گزیده ای از بیانات معظم له در مورد اهمیت شب های قدر را در ذیل می خوانیم:
-
امروز (بیست و یکم ماه رمضان) بنابر احتمال فراوان، هم روز قدر است، هم
روز شهادت امیرالمومنین (علیهالصلاة والسلام) است. دیشب یکی از سه شب
ممتاز در دوران سال بود؛ شبهایی که محتمل است شب قدر باشند. تنزل ملائکه
الهی و تنزل روح در مثل دیشب یا یکی از دو شب دیگر اتفاق افتاده است یا
میافتد. خوشا به حال کسانی که با فرود فرشتگان الهی توانستند روح خود را
فرشتهگون کنند. حضور ملائکه الهی در روی زمین و در میان ما مردم، که
فرمود: «تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر» باید بتواند ما
را به نزدیک شدن به خلق و خوی فرشتهگون کمک کند. یقینا در میان بندگان
خدا کسانی بودهاند که دیشب را شب خوبی گذراندهاند و چشم حقیقت بین و روح
حقیقت یاب آنها حقایق شب قدر را ادراک کرده است. شاید کسانی فرشتهها را
به چشم دیده باشند. شما مردم عزیز هم در همه جا شب نوزدهم و شب بیست و یکم
و ان شاءالله شب بیست و سوم را ساعات خوبی گذراندید و میگذرانید.
میبینیم که مردم ما، جوانهای ما، زن و مرد ما با این شبها حقیقتا قصد
پالایش خود را دارند؛ دلها نرم میشود، چشمها اشکبار میشود، روحها
لطیف میشود؛ روزه هم کمک کرده است. ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و
بکوشیم از این شبها برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و
وسیله عروج مومن است. دعا هم معراج مومن است. شب قدر هم معراج مومن است.