تبلیغات
ماه تی تی (سایت محمدعلی صنیعی) - مطالب آبان 1393
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

خاطره ای از سید منصور حسینی عضو گروه تفحص شهدائ كمیته ی جستجوی مفقودین ستاد كل نیروهای مسلح از تهران برایمان مهمان آمد ، برادر عیالم از بوشهر آمدند،( اینها از واجبات خاطرات است كه برایتان می گویم ) ز ان طرف هم پسر عموهایم كه راننده ماشین هستند ، بار آوردند خرمشهر و آمدند منزل ما . 

بعد از ظهر كه از محور برگشتم منزل ، خانمم گفت: میهمان داریم و در منزل هیچ چیزی نداریم! گفتم : خوش آمدند . به طوری می سازیم . خدا بزرگ است ، خدا وكیلی آن روزها ما برایخرید نان هم پول نداشتیم ، گفتم : حالا با همان چیزهایی كه داریم می سازیم . آن شب را الحمدلله مهمانداری كردیم ، صبح رفتم خیابان از یك مغازه نسیه خرید كردم آوردم منزل بعد رفتم شلمچه سركار تا بعد از ظهرچگونه گذشت خدا عالم است . بعد از ظهر همسرم گفت كه دیگر هیچ نداریم . گفتم ك خیلی خب . می روم الان بازار صفای خرمشهر یك اقای امیدوار داریم . خدا خیرش بدهد . هر وقت ما نسیه بخواهیم چترمان را آنجا باز می كنیم . رفتم گفتم :آقای امیدوار میوه می خواهم . گفت:اقا سید هرچیزی دلت می خواهد بردار. مغازه متعلق به خودتان دارد. من هم نزدیك دو هزار و خورده ای میوه گرفتم . برای مدت یك هفته زد به حسابم بله . از اقا رضا ماهی فروش هم هشت هزار و چهارصد تومان ماهی گرفتم . رفتم سراغ یكی از دوستانم كه مرغ فروشی داشت . سه هزار و خرده ای مرغ نسیه گرفتم و آوردم خانه . به خانمم گفتم : زن حالا باید با اینهاساخت تا سر برجكه پولش برسد.


ادامه مطلب

:: مرتبط با: شهداء ,
:: برچسب‌ها: شهید سید مرتضی دادگر ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : پنجشنبه 29 آبان 1393

کوتاه کن کلام... بماند بقیّه‌اش

مرده است احترام... بماند بقیّه‌اش

 

از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود

آن هم نشد حرام... بماند بقیّه‌اش

 

هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت

آمد به انتقام... بماند بقیّه‌اش

 

شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام

شد سنگ­ها تمام... بماند بقیّه‌اش

 

گویا هنوز باور زینب نمی‌شود

بر سینۀ امام...؟ بماند بقیّه‎اش

 

پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته

در بین ازدحام... بماند بقیّه‌اش

 

راحت شد از حسین همین که خیالشان

شد نوبت خیام....بماند بقیّه‌اش

 

رو کرد در مدینه که یا ایّها الرّسول

یافاطمه! سلام... بماند بقیّه‌اش

 

از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش

خون علی الدّوام... بماند بقیّه‌اش

 

سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش

از پیکر امام بماند بقیّه‌اش

 

بر خاک خفته‌ای و مرا می­برد عدو

من می­روم به شام... بماند بقیّه‌اش

 

دلواپسم برای سرت روی نیزه‌ها

از سنگ پشت بام... بماند بقیّه‌اش

 

دلواپسی برای من و بهر دخترت

در مجلس حرام... بماند بقیّه‌اش

 

حالا قرار هست کجاها رود سرش؟

از کوفه تا به شام... بماند بقیّه‎اش

 

تنها اشاره‌ای کنم و رد شوم از آن

از روی پشت بام ... بماند بقیّه‌اش

 

قصّه به "سر" رسید و تازه شروع شد

شعرم نشد تمام... بماند بقیّه‌اش

شاعر: محمد رسولی



:: مرتبط با: اهل بیت ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : سه شنبه 27 آبان 1393
زمان دومرتبه تکرار میشود؛هشدار!
وباز دین حق انکار میشود؛ هشدار!
سپاه ابرهه بیدار میشود؛ هشدار!
نفاق وارد پیکار میشود؛ هشدار!
زمانه برسر جنگ است...حرکتی باید
دوباره کاوه و چمران و همتی باید

بهوش باش که تزویر حیله ی جنگ است
زبان رسمی اهل یهود نیرنگ است
بدون فتنه گری کاروبارشان لنگ است
مسلم است که تسلیمشان شدن ننگ است
آهای مدعیان ! این کلام قرآن است
"یهود"دشمن سرسخت هرمسلمان است

پیام کرببلا واضح است : ذلت؟ نه!
هراس از صف دشمن بدون علت؟نه!
قبول صلح فقط به دلیل قلت؟نه!
امان گرفتن ونفی حقوق ملت؟نه!
در این مبارزه راهی بجز مخاطره نیست
درون معرکه جای گپ و مذاکره نیست!؟

هم اعتقاد امام عزیز این بوده است
هم اینکه رهبرمان چند بارفرموده است:
تشیعی که بیاید ز غرب مردود است
دراین زمانه که حق به نفاق آلوده است
من از عوام نه؛از این خواص میترسم
از این مراجع حق ناشناس میترسم

کسی نگفته که سینه زنی ما بیجاست
اساس روضه و سینه زنی که پابرجاست
هدف اشاعه ی فرهنگ ناب عاشوراست
قیاس عابس سرمست بابقیه خطاست
از این مقایسه درمان نمیشود دردی
اگر برهنه شدی در میان خون مردی!

اسیر ناله و غم باش در عزای حسین(ع)
که خون بگرید امام زمان برای حسین(ع)
گزافه نیست بگویم اگر خدای حسین(ع)
نوشت:یک دهه مخصوص روضه های حسین(ع)
دگر به خلق دهه احتیاج نیست عزیز
هرآنچه سیره ی معصوم نیست دوربریز

اگرچه حضرت محسن(ع)عزیزحیدر(ع)بود
اگرچه غنچه ی نشکفته ی پیمبر(ص)بود
اگرچه آیه ای ازآیه های کوثر بود
وگرچه کشته ی جریان کوچه و در بود
ولی همان غم عظمای مادرش کافیست
گرفتن دهه ی محسنیه واجب نیست!

محرم و دهه ی فاطمیه رادریاب
بجای تفرقه حکم تقیه را دریاب
زخطبه های علی(ع)شقشقیه را دریاب
کسی که هست به دوشش چفیه را دریاب
وصیت شهدا راه را نشان داده
دراین سیاهی شب ماه را نشان داده

به دفتر شهدا غیراز این وصیت نیست
که شاهراه سعادت بجز ولایت نیست
وهیئتی که سیاسی نبود هیئت نیست
آهای "بچه ولایی" اگر که زحمت نیست
جلوتر از ولی امر خویش راه نرو
وباطناب جهالت درون چاه نرو

اگرچه بر سر راه تو چاه بسیار است
ولی بصیر که باشی مسیر همواراست
زمان فتنه که تشخیص دوست دشوار است
ولی امر به دنبال چند عمار است
اگر که طالب فیضی مرید قنبر باش
همیشه گوش به فرمان امر رهبر باش



:: مرتبط با: شهداء ,
:: برچسب‌ها: زمان دو مرتبه تکرار می شود ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : دوشنبه 26 آبان 1393
ما ریزه خوار سفره ی احسان زینبیم
مدیون لطف و فضل فراوان زینبیم

بال ملخ به شانه ی چشم فقیر ماست
عمریست مور ملک سلیمان زینبیم

ما را پیام خطبه ی زینب نجات داد
شکر خدا که جمله مسلمان زینبیم

پیغمبرانه سینه زنان را بهشت برد
ما قوم دربه در شده،سلمان زینبیم

ما را غلام حلقه به گوشش نوشته اند
فرموده کردگار:که از آن زینبیم

ما مثل زلف نیزه نشینان قافله
از کربلا به کوفه پریشان زینیبم

جان می دهیم عاقبت از غصه اش که ما
کشتی شکست خورده ی طوفان زینبیم

در زیر کوه غم به خدا شکوه ای نکرد
حیران و مات عصمت و ایمان زینبیم

با خیمه های سوخته معجر درست کرد
مبهوت ابتکار درخشان زینبیم



:: مرتبط با: اهل بیت ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : یکشنبه 25 آبان 1393
اربعین

نفس بده که نفس پای این علم بزنم
نفس بده که فقط از حسین دم بزنم

سرم فدای قدمهات آرزو دارم
که سرنوشت خودم را به خون رقم بزنم

سرم هوای تو دارد، دلم هوای ضریح
چه می شود سری گوشه حرم بزنم




:: مرتبط با: اهل بیت ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : شنبه 24 آبان 1393
ن : محمدعلی صنیعی
ت : دوشنبه 5 آبان 1393
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.