اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

ابن بابویه روایت كرده است كه ((بكائون )) (یعنى بسیار گریه كنندگان )
پنج نفر بودند. آدم ، یعقوب ، یوسف ، فاطمه بنت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) و على بن الحسین (علیه السلام ).
اما حضرت آدم ، پس از در مفارقت بهشت آن قدر گریست كه به روى او اثر گریه مانند دو نهر مانده بود. اما یعقوب پس بر مفارقت یوسف آن قدر گریست كه نابینا شد. اما یوسف ، او هم در فراق یعقوب آن قدر گریست تا آنكه اطرافیان او در زندان به او گفتند كه یا شب گریه كن یا روز، تا ما در وقتى آرام بگیریم .
اما فاطمه (علیها السلام ) پس از وفات رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آنقدر گریه مى كرد كه اهل مدینه به نزد على (علیه السلام ) آمدند و از گریه فاطمه شكایت كردند، پس آن حضرت روزها به مقبره شهدایى احد مى رفت و در آنجا عزادارى مى كرد و شب به خانه بر مى گشت .
اما على بن الحسن (علیه السلام )، كه بر مصیبت پدرش بیست سال یا به روایتى چهل سال گریست و هر وقت طعامى نزد حضرت مى گذاشتند گریه مى كرد هر وقت نگاهش به آن مى افتاد گریه مى كرد تا اینكه به ایشان عرض ‍ كردند یا بن رسول الله ! مى ترسیم كه خود را از گریه هلاك كنید؟ فرمود: شكایت مى كنم مصیبت و اندوه خود را به سوى خدا و مى دانم از خدا آنچه شما نمى دانید. همانا به یاد نمى آوردم شهادت فرزندان فاطمه (علیها السلام ) را مگر آنكه گریه در گلوى من مى گیرد.



:: مرتبط با: اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: بکائون بزرگ عالم ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : جمعه 1 آذر 1392
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو